تبليغاتX
جادوی قلم

قالب پرشين بلاگ

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ" اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناًحَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا"

جادوی قلم
" الهی! همه شادی ها بی یاد تو غرور و همه غم ها با یاد تو سرور"
درباره وبلاگ

نویسندگی یعنی عشق. یعنی روی قله کوه ایستادن و همه چیز را با عشق دیدن، لمس کردن و به دیگران شناساندن. یعنی زنده ماندن، حتی پس از مرگ. یعنی دست و پا زدن در سختی های شیرینی که هرکسی توان مقابله با آن را ندارد. یعنی آینه شدن. شفاف شدن و بازتاب روشنایی. امید که همیشه چنین باشیم و چنین بمانیم.

منیژه جانقلی

آثار من:
در جست و جوی من
سندس
ستاره ای رو به خورشید
میهمان خدا
دل سپرده
مدهوشی
لانۀ یاکریم ها
سربازرس مشتاق
ببار باران
شیفته دل
در آغوش اهریمن
بی قرار

پر بازدیدترين مطالبم
لطفاً روی عکس ها کلیک کنید

چگونه نویسنده هایی نوآور باشیم


بی دینی در کارتون های هالیوودی


انجمن قلم ایران


پل وصال



حمایت از ثبت پسوندهای اینترنتی دات پارس (PARS.) و خلیج فارس (PersianGulf.)، نمودی از همبستگی ملی ایرانیان " اینجا" کلیک کنید.

 

============================================

دیشب، به رسم هرسال سری به مادرمان زدیم تا روزش را تبریک بگوییم. این دیدار هنوز به دوساعت نکشیده بود که همسایه خبر داد آقای دزد خانه را با تمام وسایل باارزشش خالی کرده است. آن هم در اوائل شب و در اوج شلوغی خیابان ها! وقتی به خانه رسیدیم، خانه حسابی خانه تکانی شده بود. حتی به psp  بچه ها و فلش بنده هم که کل اطلاعات شخصی کاری وفیلم وعکس های خانوادگی ام، در آن بود هم، رحم نکرده بودند. تنها چیزی که برایمان جا گذاشته بودند، لپ تاپم بود، که آن هم به خاطر ماندنش زیر میز ازدید آقایان دزد مخفی مانده بود. آقای پلیس هم، که لابد برای دادن هدیه به خانمش رفته بود، پنج صبح تشریف آورد. خلاصه هدیه روز زن استفاده نکرده، تقدیم دزد شد. خدا می داند حالا با دیگر جواهراتمان، قرار است دل کدام زن را شاد کند!

[ شنبه 1391/02/23 ] [ ] [ منیژه جانقلی ]

                                                                                                                                                     جادوی قلم               

داستان: حوا بر بلندای کوه ایستاد. کرشمه کنان و گیسوافشان. درست در کمرکش کوهی بلند. کوهی سنگلاخی و پر رمز و راز. گیسوانش را به دست باد سپرد، تا نرم نرمک برقصد و آواز سرمستی سردهد. باد نیز دست نیاز زن را پس نزد. آرام  و نوازش گرانه خود را به تن و گیسوی زن سپرد.

ندایی در دل کوه پیچید و انعکاسش در گوش و دل زن، جای گرفت:

ــ تو را به جرم نافرمانی از بهشت مان راندیم، پس دردی خواهیم دادت کشنده. دردی از هر زایش. توانی خواهیم دادت کمتر از مرد و افسارت را به دست کسی خواهیم سپرد که تو باعث راندنش از بهشت مان شدی.

زن دست نوازش گر باد را فشرد:

ـ به جان خریدارم؛ چون در هر زایشی، رویشی است. و در هر ناتوانی ای، توانایی ای.

ندا سر رسید:

ـ پس به پاس این صبوری، پاداشی از ما بخواه.

زن سر به آسمان برد. قلبش مالامال ازعشق شد.

ـ مرا مردی عطا کن، سخت عاشق. عشقی که عاشقم کند و زان عشق، عشق مادری ام تراوش نماید. زیرا، از این عشق، دوباره، به عشق تو باز خواهم گشت.

روزمان پیشاپیش مبارک.

---------------------------------------------------------------------------------------

"ای شـب از رؤیـای تـو رنگیـن شـده ..." در واژه های ناتمام به روز شد.

[ دوشنبه 1391/02/18 ] [ ] [ منیژه جانقلی ]
۱. تونی موریسون


برنده جایزه نوبل و پولیتزر

تونی موسون رمان نویس، ویراستار و استاد دانشگاه بیشتر

برای آثاری چون آبی ترین چشم ها، ترانه سالمون و محبوب (که فیلمی با اقتباس از آن تهیه شده)

شناخته شده است.

نوبل موریسون و جایزه پولیتزرش نشانه قدرت او در نوشتن تجربه زندگی سیاهان امریکاست.

جاناتان دمی خالق سکوت بره ها اقتباسی سینمایی از رمان محبوب

(یا آنطور که در ایران مشهور است دلبند) ساخته است

که در محافل سینمایی به شکل نسبی مورد توجه قرار گرفت.

۲. استفانی میر


فروش: 100 میلیون نسخه

فیلمی که براساس رمان مشهور او ساخته شد بالغ بر دو میلیارد دلار فروش داشت.

شهرت استفانی میر به دلیل سری کتاب های عاشقانه ـ ومپایری «Twilight» است.

میر به سرعت به یکی از پرفروش ترین نویسندگان زن تبدیل شد

و دیگر همه جهان او را به عنوان کسی که داستان هایش به رویای رمانتیک خوانندگان راه می یابد

و در دالان فداکاری و جاودانگی کاوش می کند، به رسمیت می شناسند.

 


ادامه مطلب
[ جمعه 1391/02/15 ] [ ] [ منیژه جانقلی ]
نقشه خلیج فارس متعلق به دولت عربستان سعودی که در سال ۱۳۳۱ (1952میلادی) (60 سال پیش) منتشر شد

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


 

وقتی اعراب ادعای خلیج فارس می کنند

 

 

[ سه شنبه 1391/02/12 ] [ ] [ منیژه جانقلی ]

 

حکایت یهودی ها، پر پیچ وخم است. منظورم سیاست و زرنگ بازی آنهاست که سال ها بر مردم دنیا پوشیده مانده و هنوز هم ادامه دارد. اگر بخواهند رتبه دوز وکلک را به کسی اهدا کنند مسلماً یهودی ها رتبه نخست را کسب می کنند.

این قصۀ جالب را بخوانید تا بیشتر به این مسئله ایمان پیدا کنید.
در شب عید، دو گدا در یک خیابان شهر رم، کنار هم نشسته بودند و گدایی می کردند. یکی از آن ها یک صلیب و دیگری یک ستاره داوود مقابلش گذاشته بود...
مردم زیادی که از آنجا رد می شدند، به هر دو نگاه می کردند، ولی فقط در کاسۀ کسی که پشت صلیب نشسته بود پول می انداختند.
کشیش معروف شهر که از این خیابان عبور می کرد، شاهد این صحنه بود و شدیداً دلش برای مردی که کنار ستاره داوود نشسته بود، سوخت.
پیش رفت و گفت:" رفیق بیچاره من، چرا متوجه نیستی، این جا یک کشور کاتولیکه، تازه اینجا مرکز مذهب کاتولیک هم هست. پس مردم به تو که ستاره داوود گذاشتی جلوت پول نمیدن، به خصوص که درست نشستی بغل دست یه گدای دیگه که صلیب جلوش داره. در واقع از روی لجبازی هم که باشه مردم به اون یکی پول میدن نه به تو."
گدای پشت ستاره داوود بعد از شنیدن حرف های کشیش رو کرد به گدای پشت صلیب و گفت:" هی "موشه" نگاه کن کی اومده به برادران "گلدشتین*" بازاریابی یاد بده؟!

* گلدشتین* یه فامیل معروف یهودیه

 

                         

[ جمعه 1391/02/01 ] [ ] [ منیژه جانقلی ]
" منم زیبا " را در " واژه های ناتمام " بخوانید. اینجا کلیک کنید

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

کافکا می گوید: ‌همه چیز سیاه است...؛

جیمز جویس می گوید: همه چیز خاکستری ست...؛

استریندبرگ می گوید: همه چیز جنگی پایدار میان زن و مرد است...؛

داروین می گوید: همه چیز پیروزی توانمندان است...؛

انیشتین می گوید: همه چیز نسبی ست...؛

مارکس می گوید: همه چیز پول است...؛

برتون می گوید: همه چیز رویاست...؛

گورکی می گوید: همه چیز مبارزه ی طبقۀ کارگر است...؛

شریعتی می گوید: همه چیز آزادی ست...؛

هدایت می گوید: ‌همه چیز فانتزی ست...؛

من هم می گویم: همه چیز گره خورده در زمان است.گذشته برای عبرت آموزی،حال برای تجربه اندوزی و آینده برای برنامه ریزی و تخیل پردازی .

[ سه شنبه 1391/01/15 ] [ ] [ منیژه جانقلی ]

از آن جا که بعضی از مردم عادی، درک درست و دقیقی از واژه و مفهوم "مالیات بر ارزش افزوده" ندارند و در مواردی هم آن را معادل قیمت تمام شده و یا تورم، تلقی می کنند، بسیاری از فروشندگان و مغازه داران سودجو با استناد به این قانون، به نفع خود از مردم مبالغی را دریافت کرده اما هرگز آن را به ادارۀ مالیات پرداخت نمی کنند.

اگر دقت کرده باشید این روزها برای خرید هر مایحتاجی مجبور به پرداخت مالیات برارزش افزوده شده اید و در برابر اعتراض هم فقط این جمله را شنیده اید:

" این مبلغ را مستقیماً به دولت پرداخت می کنیم و تو جیب ما نمی رود."

از پیتزا فروشی گرفته تا لوازم خانگی ساده و حتی خرید روغن مایع و یا بنگاه های معاملاتی و صنف پارچه فروش ها و حتی شرکت های حمل ونقل بین المللی...

که هنوز در این طرح شرکت نکرده اند، این مالیات را از مصرف کننده دریافت می کنند و جیب های گشادشان را با پول های ما پرتر می کنند، بدون این که آن را به ادارۀ مالیات پرداخت نمایند.

مسلما وقتی شما نام دولت را می شنوید بدون اعتراضی این مبلغ را پرداخت می کنید در حالی که بسیاری از این فاکتورهایی که به دست شما داده می شود به صورت جعلی محاسبه و ثبت شده اند. شاید بعضی از شما هم غرولندکنان و با اعتراض به این که هم باید از حقوقتان مالیات کسر بشود و هم  موقع خرید، مالیات پرداخت کنید جوشی بشوید؛ اما در  نهایت تسلیم می شوید و بدون چون و چرا مبلغ را پرداخت می کنید، بدون این که علت افزایش قیمت را جویا بشوید!

 بهتر است بدانید فقط به برخی از کالاها، مالیات بر ارزش افزوده تعلق می گیرد و مابقی از پرداخت آن معاف هستند. و شما به راحتی می توانید لیست اجناسی را که مالیات آنها محاسبه می شود، در اینترنت بیابید. 

ما فقط امیدواریم اداره نظارت بر پرداخت مالیات ها، برای جلوگیری از بعضی سوءاستفاده ها، نظارت دقیق تری داشته باشند تا مردم ساده، بیش از این توسط بعضی کسبۀ فرصت طلب چپاول نشوند.

 

 

[ پنجشنبه 1391/01/10 ] [ ] [ منیژه جانقلی ]

                      جای « او »...

اشتباهاتت را زیر گام های محکمت له کن.

فقط از لا به لای آن ها، یک تجربه را بیرون بکش،

قاب کن و بزن به دیوار دلت ...

همان که عبرت آموز است و همیشه باید با تو باشد.

 


ادامه مطلب
[ دوشنبه 1390/12/22 ] [ ] [ منیژه جانقلی ]

باز هم فرهیخته ای از میان هنرمندان پر کشید وایام سال نو، رخت سیاه برتن نویسندگان نشاند. باز هم پیام های تسلیت و به به و چه چه های مسئولین جان گرفت وحتی بر سر مکان دفن جسم بی جانی ، دعوا سر گرفت.  هنرمندانی که، وقتی زنده اند حتی نیم نگاهی هم خریدارشان نیست. کاش قدر هنرمند را پیش از مرگش بدانیم نه روزی که دیگر نیست و فقط  جایش  سبز است وسبز...

روحش شاد و نامش تا ابد زنده باد

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

" رمز عشق به خدا" و " روایتی دیگر" را در واژه های ناتمام بخوانید اینجا کلیک کنید

[ شنبه 1390/12/20 ] [ ] [ منیژه جانقلی ]
در گفت‌وگو با فارس عنوان شد
رمان «در آغوش اهریمن» منیژه جانقلی به چاپ دوم رسید

خبرگزاری فارس: منیژه جانقلی از انتشار چاپ دوم رمان «در آغوش اهریمن» برای بزرگسالان تا پایان سال جاری خبر داد.

«منیژه جانقلی» نویسنده ادبیات دفاع مقدس در گفت‌وگو با خبرنگار ادبیات و کتاب باشگاه خبری فارس «توانا» در خصوص تازه‌ترین اثر در دست تجدید چاپ خود، بیان داشت: رمان «در آغوش اهریمن» در گذشته از سوی انتشارات «روزگار» منتشر شد اما چاپ دوم این اثر به‌زودی توسط نشر «زهد» روانه بازار نشر می‌شود.

 وی با بیان اینکه این رمان بسیاری از مسائل جنگ را برای مخاطبان روشن می‌کند، اضافه کرد: در رمان «در آغوش اهریمن» تلاش کردم جنگ را از نگاه دشمن مورد بررسی قرار دهم و دیدگاه و منش بعثیان را به مخاطبان بشناسانم تا خواننده در قالب یک داستان به مسائل پشت پرده جنگ پی‌ ببرد که عراق آغازکننده این جنگ بوده است. 

جانقلی با بیان اینکه رمان «در آغوش اهریمن» را برای گروه سنی بزرگسالان به نگارش درآورده بودم، ادامه داد: داستان این رمان از زمان اشغال خرمشهر آغاز می‌شود، زمانی که بعثیان با توسل به زور و تجاوز، خرمشهر را اشغال کرده و زنان و دختران را کشته و به اسارت بردند.

وی افزود: این رمان در واقع زندگی دختری 10 ساله‌ای است که به اجبار به سرزمین دشمن برده می‌شود و دشمن تلاش می‌کند ذهن او را طبق سلیقه و خواست خود شست‌وشو داده و بسازد.

این نویسنده در پایان گفت: رمان «در آغوش اهریمن» تا پایان سال جاری از سوی انتشارات «زهد» برای بار دوم تجدید چاپ و در بیست و پنجمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران به مخاطبان عرضه می‌شود.

[ یکشنبه 1390/12/14 ] [ ] [ منیژه جانقلی ]

پروردگار فرمود:

تو را آفریدم،

زیبا، با طراوت و فریبنده

 زیبائیت را بپوشان

طراوتت را در پس حجاب نگاه دار

اما فعال باش و جویای حقوقت

درخانه و جامعه

جدی با نامحرمان

و مهربان با محارم باش

اما باش...

باش و با حضورت گرمابخش جهان باش

زیرا مرد بدون تو حضوری نخواهد داشت

باش، قوی، نجیب و پرکار...

اما فراموش نکن، تو مسئول مهار هوای نفس مرد نیستی

 

[ پنجشنبه 1390/12/11 ] [ ] [ منیژه جانقلی ]

پسر دسته گل ها را در دست های یخ کرده اش فشرد.

تکانی به پاهای بی حس و سردش داد. چراغ قرمز شده بود. باید به شیشه ی اتومبیل ها می زد و بیش تر التماس می کرد. حتما کسی بود، بخواهد شاخه ای گل بخرد. کسی که دیگری را دوست داشته باشد. کسی که بخواهد دلی را شاد کند. اما کسی نگاهش نکرد. شیشه ها بالا بود و بخارهای روی شیشه، چین اخم هاشان را نشان نمی داد.

پسرک سرش را بالا گرفت:

ـ خدایا فقط چند شاخه گل. آن هم برای خواهرم. آخه آرزو کرده امسال عمو نوروز،عیدی، فقط برایش یک بشقاب پلو بیاورد.  

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[ دوشنبه 1390/12/08 ] [ ] [ منیژه جانقلی ]
 
حمله شیمیایی به سردشت
سوژه رمان تازه منیژه جانقلی شد

خبرگزاری فارس: یک نویسنده از آغاز نگارش کتابی با موضوع    

 «حمله شیمیایی سردشت» خبرداد.

منیژه جانقلی، نویسنده در گفت‌وگو با خبرنگار ادبیات و کتاب باشگاه خبری فارس «توانا» در خصوص تازه‌ترین اثر در دست نگارش خود، بیان داشت: هم‌اکنون مشغول نگارش اثری با موضوع «بمباران شیمیایی سردشت» هستم.

وی با بیان اینکه این اثر در مرکز دفتر اسناد انقلاب اسلامی منتشر می‌شود اضافه کرد: نگارش کتاب با موضوع «شیمیایی سردشت» امسال به اتمام نمی‌رسد و نگارش این اثر تا پایان بهار سال آینده به طول خواهد انجامید.

جانقلی با بیان اینکه حدود 50 درصد نگارش این کتاب به اتمام رسیده است، ادامه داد: کارهای تحقیقاتی درباره شیمیایی سردشت تقریباً به پایان رسیده است اما نمی‌توانم درباره جزئیات این اثر بیشتر توضیح دهم چراکه امکان اینکه تغییراتی در این کتاب صورت گیرد، وجود دارد.

وی با بیان اینکه هنوز عنوانی برای کتاب «حمله شیمیایی سردشت» انتخاب نکرده‌ام، بیان کرد: این اثر در یک جلد کتاب و در قالب «رمان» منتشر خواهد شد.

این نویسنده گفت: هیچگاه اوایل آغاز نگارش اثری به انتخاب عنوان و نامی برای آن نمی‌پردازم بلکه در پایان کار  نگارش کتاب عنوانش را انتخاب می‌کنم،چرا که همیشه براساس پایان اثر می‌توان نتیجه گرفت که عنوان کتاب را چگونه نامگذاری کرد.

وی با بیان اینکه تاکنون کمتر نویسنده‌ای به نگارش اثر درباره «حمله شیمیایی سردشت» پرداخته است، اضافه کرد: به دلایل برخی از مشکلات، صحبت کردن درباره این اثر دشوار است اما کلیت کار درباره زمانی است که شهر سردشت مورد حمله شیمیایی قرار می‌گیرد و به نوعی این کتاب به اتفاق‌هایی که برای مردم شهر سردشت رخ می‌دهد، اختصاص دارد.

جانقلی ادامه داد: در این اثر ارتباط‌های خارج از ایران نیز بیان می‌شود، یعنی عوامل و کسانی که در قضیه شیمیایی شدن سردشت دست داشتند و اثرات شیمیایی و زیست‌ محیطی که اثراتی را بر افراد و محیط برجای گذاشته را مورد توجه قرار می‌دهم.

[ سه شنبه 1390/11/25 ] [ ] [ منیژه جانقلی ]

زندگی در صدف خویش گهر ساختن است      در دل شعله فرو رفتن و نگداختن است    

 مذهب زنده دلان خواب پریشانی نیست        از همین خاک جهان دگری ساختن است

                                                                                         علامه اقبال لاهوری

 جهان هستی و زندگی انسانی به نحوی خلاق، همواره در حال جنب و جوش و تغییر و دگرگونی  و نوبه نوشدن است. در مسیر زندگی هیچ چیزی قابل بازگشت به گذشته نیست. همه چیز همگام با این تغییرات پیش می رود و از ایستایی به پویایی می رسد. دگرگونی های جدید تمام زوایای زندگی بشر را دربرمی گیرد و به نوعی در روابط میان انسان ها نیز تأثیر می گذارد. در جهانی که هر لحظه اش با لحظه ی پیشین تفاوت دارد و منشأ موجودیت وپیدایش، زندگی نوین و دگرگونی های همه جانبه است، تحول نپذیرفتن روح بشر، ازعجایب به شمار می رود. بشری که از دیرگاه برای بیان ادراکات عینی و صور ذهنی خود نیازمند تحول و نوآوری بوده است و برای بهره جویی از این نعمت خدادادی و بالفطره  دست به هر ابتکارعملی زده و نظرگاه های متفاوتی ارائه داده است حال بیش از گذشته خواهان دنیایی نو با تفکری نو است وشاید به همین دلیل،

 

"كایزو" نیز خلاقیت  را عبارت  از به كارگیری  توانایی های  ذهنی  برای ایجاد  یك  فكر  یا  مفهوم  جدید می  داند(رضائیان-1379) .

روزانه مسائل یا رخدادهای فراوانی در پیرامون ما اتفاق می افتد که هر کدام می تواند منجر به نوآوری شود. گاه از موضوعات یا مسائل پیش پا افتاده می توان به موفقیت هایی رسید که غیرقابل تصور به نظر می رسیدند.

بسیاری از مردم در زندگی روزمره، ایده های کوچکی به ذهنشان می رسد، اگرچه این ایده ها نمی توانند تاثیرات بزرگی در زندگی بر جای  بگذارند  اما  قادرند تاثیرات مثبتی در پی داشته  و تغییرات زیادی در زندگی ایجاد کنند. این ایده های کوچک ممکن است در زمینه های مختلف، در ذهن ما ایجاد شوند.

ادامه مقاله را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
[ سه شنبه 1390/11/18 ] [ ] [ منیژه جانقلی ]

      **===============**

دخترمقابل آینه ی تمام قد ایستاد. به چپ و راست چرخید. گوشواره هایش را تکان داد. صدای دلنوازشان را به گوش سپرد. موهای کجش را مرتب کرد و شال کم عرض را روی سرش انداخت. چه خوب کرده بود موهای مصنوعی خریده و به موهایش اضافه کرده بود تا از پشت شالش بیرون بزند و زیباتر به نظر برسد. به نظرش رسید هیچ گاه تا این حد زیبا نبوده است. یقین داشت همه تحسین اش خواهند کرد، مخصوصاً با این مانتوی تنگ وچسبان. شلوار جین راسته و بوت پاشنه بلند که تیزی آن می توانست چشم تمام دوستانش را از کاسه در بیاورد. می خواست در جشن تولد تک باشد. می خواست در خیابان هم تک باشد. می خواست وقتی پا به خیابان شلوغ می گذارد همه ی نگاه ها فقط به سمت او بچرخد. تحسین برانگیز و حسرت بار. باید یک بار دیگر با آرایشش همان که به سبک همان بازیگر هالیوودی محبوبش کرده بود، حسرت را در دل تمام دوستانش باقی بگذارد.


ادامه مطلب
[ دوشنبه 1390/11/17 ] [ ] [ منیژه جانقلی ]
 به سلامتی تو...در " واژه های ناتمام" به روز شد. اینجا کلیک کنید                                              
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
 
جانقلی به فارس گفت:
«بی‌قرار»ی جانشین فرمانده اطلاعات‌ لشکر عاشورا زیر چاپ رفت

خبرگزاری فارس:زندگینامه «شهیدبهمن محبوبی» جانشین فرمانده اطلاعات ـ عملیات لشکر عاشورا با عنوان «بی‌قرار» زیر چاپ رفت.

منیژه جانقلی، نویسنده در گفت‌وگو با خبرنگار ادبیات و کتاب باشگاه خبری فارس «توانا» در خصوص تازه‌ترین اثر زیر چاپ خود، بیان داشت: در گذشته کتابی را با عنوان «بی‌قرار» به نگارش در آوردم که هم‌اکنون در مراحل پایانی چاپ و انتشار قرار دارد.

وی با بیان اینکه این اثر به زندگی «شهید بهمن محبوبی» جانشین فرمانده اطلاعات ـ عملیات لشکر عاشورا پرداخته است، اضافه کرد: کتاب «بی‌قرار» نگاه داستانی و روشن به زندگی «شهید بهمن محبوبی» و زندگی شهدایی که در گمنامی ماندند و رفتند، دارد.

  جانقلی با بیان اینکه این اثر تا پایان سال جاری از سوی انتشارات «فاتحان» روانه بازار نشر می‌شود، ادامه داد: این اثر به زندگینامه سرداران شهید اختصاص دارد که بزودی منتشر و به مخاطبان ادبیات هشت سال دفاع مقدس ارائه می‌ شود.

این نویسنده درباره رمان «در آغوش اهریمن»، بیان کرد: این رمان طی سال‌ گذشته از سوی نشر «روزگار» برای گروه سنی بزرگسالان منتشر شد که بزودی تجدید چاپ می‌شود.

وی اضافه کرد: داستان رمان «در آغوش اهریمن» از زمان اشغال خرمشهر آغاز می‌شود یعنی زمانی که بعثیان با توسل به زور و تجاوز خرمشهر را اشغال می‌کنند و زنان و دختران را کشته و به اسارت می‌برند به نوعی دیگر این داستان در واقع زندگی دختری ده ساله است که به اجبار به سرزمین دشمن برده می‌شود و دشمن تلاش می‌کند، ذهن او را طبق سلیقه و خواست خود شستشو بدهد.

جانقلی با بیان اینکه این اثر بزودی از سوی انتشارات «زهد» تجدید چاپ می‌شود، گفت: در گذشته رمان «در آغوش اهریمن» از سوی نشر «روزگار» منتشر شد اما تجدید چاپ جدید آن را به نشر «زهد» سپرده ام.

وی همچنین یادآور شد: در حال حاضر در حال نگارش رمانی جدید با موضوع شیمیایی سردشت هستم . در این رمان قرار است به مشکلات شیمیایی ها، عوارض به وجود آمده در بین انسان ها و مشکلات بعد از آن به ویژه در شهر سردشت، عکس العمل کشورهای غربی در زمانی که این شهر مورد اصابت بمب های شیمیایی قرار گرفت، اشاره شود.

این رمان توسط دفتر اسناد انقلاب اسلامی به چاپ خواهد رسید.

[ یکشنبه 1390/11/09 ] [ ] [ منیژه جانقلی ]

نوشتن کار سختی است و این برکسی پوشیده نیست، اما تخیلی نویسی سخت تر است و اصولاٌ سخت پسندتر؛ و این نیز مورد تأیید بسیاری از نویسندگان بوده است.

در حیطه آثار ادبی، به ویژه در بخش داستان، تمامی داستان ها از دو نوع الگو تبعیت می کنند و هرکدام از این دوگونۀ ادبی مخاطبان خاص خود را دارند. داستان ها یا برگرفته ازتخیل هستند یا واقعیت یا ترکیبی از این دو.

  گذر سال ها و استقبال خوانندگان از آثار، بیانگر این واقعیت بوده است که خوانندگان، بیشتر گرایش  به سوی داستان های  واقعگرا داشته اند. داستان هایی که از تجربه ای دقیق سرچشمه گرفته یا از حس تجربه ای قوی جوشیده اند. آنچه ماحصل این تجربه بوده است، هم مانایی بیشتری دارد و هم حس همذات پنداری خواننده را با خود همسو می کند.

بهره گرفتن از تخیل، هرچند لازمۀ هر اثری است، اما تخیلی که عاری از هرگونه تجربه اندوزی مستقیم باشد، مخاطبان بی شماری را ازدست می دهد. .... متن کامل را در ادامه مطلب بخوانید

======================================================

   " آیا خداوند شر را آفریده است؟ " را در وبلاگ " واژه های ناتمام " بخوانید. لطفا کلیک کنید

======================================================


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 1390/11/05 ] [ ] [ منیژه جانقلی ]

بخشی از کتاب" ببار باران" زندگینامه شهید سالاری از نشر فاتحان 

به بهانۀ فرارسیدن دهۀ فجر، سالروز پیروزی انقلاب اسلامی

...هضم این حرف ها برایم سخت بود. هر روز شاهد دستگیری و شهادت بچه های مبارز شهرری بودم. از حضور ساواک در همه جا هم باخبر بودم. برایم عجیب بود که چه طور می شود با مشت خالی به جنگ با یک نظام رفت! یادم است این را از تو هم پرسیدم. لبخندی زدی و گفتی:

_ با نیروی ایمان. ایمان معجزه ای دارد که هیچ کدام از این تشکیلات ندارد.

بعد مناجاتی از امام حسین(ع)، که در دعای عرفه اش بود، برایم خواندی:

_ با خدا همه چیز هست و بدون او هیچ چیز نیست.  کدام خوبی است که با خدا نباشد و کدام نکبت است که بی حضور او دامنگیر انسان نگردد.

راست می گفتی. پاسخم را در تظاهرات میدان ژاله گرفتم. همان میدانی که می گفتی سال چهل و دو به خون نشسته است. روبرویمان سربازهای مسلح بودند وتانک و مسلسل. و کنارم جوان ها و نوجوان هایی مانند تو. هنوز محاسنت هم درنیامده بود. از من کوچک تر بودی، اما بلند قامت تراز من، کنارم پیش می رفتی. از شجاعت تو نیرویی در وجودم شکل می گرفت. نیرویی که به من می گفت:

_ هیچ سلاحی نمی تواند اراده ی قوّی ما را ضعیف کند.

آن روز دوش به دوش هم، با گام هایی محکم، فقط با شعار الله اکبر پیش رفتیم. پاها را محکم به زمین کوبیدیم و جلو رفتیم. در صلابت نگاه و قدرت کلاممان، همان که تو معجزه اش می خواندی، چیزی بود که دست ارتشی ها را سست کرد. هیچ سربازی توان شلیک به سمت ما را نداشت. ما پیش رفتیم و آن ها سلاحشان را زمین گذاشتند و تسلیم ما شدند. ما برادرانه آن ها را در آغوش گرفتیم و من، همان جا بود که از تو، این درس را یاد گرفتم. یاد گرفتم که هیچ سلاحی قوی تر از ایمان نخواهد بود و جمله ای را که از تو شنیده بودم، ملکه ی ذهنم کردم:

_ ما عرفناک حق معرفتک

....

[ دوشنبه 1390/11/03 ] [ ] [ منیژه جانقلی ]

 بیرق دار

بخشی از زندگینامۀ شهید عصمتی از کتاب مدهوشی

دیشب خوابت را دیدم. در باغی بزرگ و سرسبز ایستاده بودی، برلب جوی زلالی و وضو می گرفتی. خانه ای زیبا هم آن جا بود. پیش آمدی و برپیشانیت بوسه زدم. چه  قدر نورانی شده بود. پرسیدم:

_ این باغ کیست؟

خندیدی و گفتی:

_ باغ من است. به من بخشیده اند.

گفتم:

_ خوشا به حالت. باغ خیلی زیبایی است.

 با نگاه مهربانت براندازم کردی و گفتی:

_ اگر تو هم بخواهی چنین باغی نصیبت می شود.

بعد رفتی. صدایت زدم، تو نبودی. هرچند همیشه هستی. این جا، کنارمن. گوشۀ قلبم. چه کسی گفته تو نیستی. من هر شب، آخر هفته، با قلبم، با تمام وجودم پیش تو می آیم. یقین دارم که آن جا هستی. فقط از ما پنهانی. اگر نمی بینمت از کم سعادتی من است. از خود  خجالت می کشم. شرم دارم به رویت نگاه کنم. پشیمانم، ازاین که آن اواخر می گفتم:

_ به جنگ نرو. تو زیاد رفته ای. بگذار دیگران بروند. بمان و به زندگیت و به بچه هایت برس.

=====================================================

"دعا"جدیدترین مطلبی که می توانید در واژه های ناتمام بخوانید

=====================================================


ادامه مطلب
[ یکشنبه 1390/10/25 ] [ ] [ منیژه جانقلی ]

 

((این هم از محسنات بیماری.  مدتها بود فرصت نمی کردم قالب وبلاگم را عوض کنم. در این مدت همانطور که استراحت می کردم  لپ تاپ هم مقابلم بود و بهترین فرصت برای تغییر قالب. ))

                                                                             

هیچ کس فکرش را نمی کرد، یک همانژیوم ساده به دردسری  بزرگ ختم بشود. چند تا توده خوش خیم این همه وقت و انرژی وهزینه بگیرد و چند نفر را هم به زحمت بیندازد. به خصوص پدر ومادرم که در این مدت به زحمت افتادند و بار زندگی ام را بردوش کشیدند، خاله جان که کنار مادرم ماند و از بچه هایم نگهداری کرد. خانم دکتر سعادتی و همسر بزرگوارشان که معرفم به بیمارستان شیرازبودند و ساحل جان دوست خوب شیرازی ام که باعث شد بدون دردسر دکتر ملک حسینی را ببینم و دیگر دوستان خوب شیرازی ام که در این مدت خیلی یاری ام کردند و از هیچ کمکی دریغ نکردند، حتی دوستان وهمکارانی که دورادور جویای احوالم بودند و با این لطف شان قوت قلبم شدند.  از تمام این عزیزان سپاسگزارم و برای تک تک شان لحظات خوش زندگی را آرزومندم. به ویژه همسرم که در تمام این مدت چون کوه پشتم بود و همه جا همراهی ام کرد. رفتنم به شیراز هم به اصرار ایشان بود که می خواست خیالش از بابت بیماری ام و درمانم آسوده بشود و من هم اعتراضی نکردم.

«این بار چند روز بیشتر ماندیم. هم به شاهچراغ رفتیم و هم حافظیه. هم پیش دکتر ملک حسینی، هم دکتر کاظمی و دکترکاویانی که از بهترین و معروف ترین جراحان شیراز بودند.»


ادامه مطلب
[ سه شنبه 1390/10/20 ] [ ] [ منیژه جانقلی ]

بالاخره رفتم شیراز. شهر شعر وادب. شهری که سال ها انتظار دیدارش را داشتم، اما بار سفرش بسته نمی شد. رفتم به شیراز بدون این که موفق بشوم جایی را ببینم. بدون زیارت شاه چراغ و آرامگاه حافظ . سفری  چنان با عجله که بیشتر به خواب می مانست. یک سفر درمانی و شاید رویایی حتی بدون بچه هایم. همیشه فکر می کردم پایتخت میزبان بیشتر بیماران شهرستانی ست. فکر می کردم شهرهای دیگر امکانات پزشکی تهران را ندارند. در تصورم بود که برای درمان هر مرضی فقط باید به تیم پزشکان تهرانی امید داشت.


ادامه مطلب
[ دوشنبه 1390/10/05 ] [ ] [ منیژه جانقلی ]

 

      

خداحافظ ای پاییز بارانی

خداحافظ ای نغمه ی آسمانی

پاییز پربارش، ای خیزش وریزش

همه چشم پر از نم، همه شب چه بارانی

  

خداحافظ ای فصل خزان و رهایی

که تو فصل بیداری مردگانی

تو را زرد روی و بیمار نامیدند

که تو سرخ تر از هر افق، نعمت ناتمامی

 


ادامه مطلب
[ سه شنبه 1390/09/29 ] [ ] [ منیژه جانقلی ]

خبرگزاري فارس: رمان «در جست و جوي من» از نگاه يك نويسنده زن،( منيژه جانقلي) به دغدغه‌ها، مسائل و مشكلات زنان در دوران دفاع مقدس مي‌پردازد و موضوعاتي مانند امدادگري زنان در جبهه ها و مشكلات آنها در پشت جبهه‌ها را دستمايه قرار داده است.

                                      

به گزارش خبرگزاري فارس، در عرصه ادبيات دفاع مقدس، زنان نويسنده متعددي هم حضور داشته و دارند كه از زاويه نگاه خاص خود كه بيشتر به ابعاد عاطفي دوران دفاع مقدس معطوف است، به موضوع جنگ نگاه كرده‌اند. در آثار اين عده، بيشتر دغدغه‌هاي افرادي مانند مادر، همسر، خواهر و فرزندان رزمندگان، جانبازان و آزادگان دوران دفاع مقدس بازتاب داده مي‌شود.
اين نويسندگان كه به منزله نمايندگان احساس‌هاي زنانه در دوران جنگ تحميلي و پيامدهاي پس از آن شناخته مي‌شوند، اغلب به موضوعاتي مي‌پردازند كه از دايره نگاه نويسندگان مرد به دلايل مختلف دور افتاده است. يكي از اين نويسندگان، منيژه جانقلي، داستان‌نويس معاصر است كه رمان «در جست و جوي من» از آثار شاخص او در حوزه ادبيات دفاع مقدس محسوب مي‌شود.

(( بررسي تطبيقي ادبيات پايداري در ايران و آلمان/ نوشته حمیدرضا نجفی را در اینجا بخوانید. لطفا کلیک کنید))


ادامه مطلب
[ جمعه 1390/09/25 ] [ ] [ منیژه جانقلی ]

خبرگزاری پانا:

منیژه جانقلی به خبرنگار فرهنگی پانا گفت: جبهه جنگ تحمیلی ایران با دیگر جنگ های دنیا متفاوت و بسیار خاص بوده است، بیشتر کتاب هایی که در حوزه جنگ ودفاع مقدس نوشته شده درباره سرداران و فرماندهان جنگ است یعنی ادبیات دفاع مقدس به سمت قهرمان پروری سوق پیدا کرده است و بیشتر آنها شبیه به هم هستند. به ویژه زندگینامه های داستانی که شباهت زیادی به لحاظ شخصیت پردازی با یکدیگر دارند. 

جانقلی افزود: بانوان به دلیل جزئی نگری توانایی تغییر این تکرارگویی ها را دارند البته تحقق این امر مستلزم حمایت واقعی از نویسندگان زن است.

وی اظهار داشت: دفاع مقدس تنها در خط مقدم نبوده بلکه تاثیرات روحی و اجتماعی زیادی به بارآورده که به طور قطع شرح حال بعضی از خانواده ها در طول جنگ ضروری است.

نویسنده «لانه یاکریم ها» با انتقاد از فضای مردانه مدیریت ادبیات دفاع مقدس تاکید کرد: بیشتر مسوولان، کارشناسان و حتی دبیران جشنواره های ادبیات جنگ از میان آقایان انتخاب می شوند که برخی از آنها دیدگاه های خاص خود را دارند و معتقدند که چون زنان تجربه حضور مستقیم در جبهه ها را نداشته اند بنابراین توانایی نگارش اثر خاص در این حوزه و داوری این آثار را ندارند.

جانقلی گفت: اگر منابع لازم در اختیار بانوان نویسنده قرار گیرد آنان با تکیه بر تجربیات خود آثار ارزشمندی در حیطه دفاع مقدس خلق می کنند؛ اگر تعدادی از بانوان نویسنده در این محافل جای گیرند به طور قطع بخشی از حق بانوان اهل قلم ادا می شود.

[ سه شنبه 1390/09/22 ] [ ] [ منیژه جانقلی ]
آثار راه یافته به مرحله نهايي داوری‌های هشتمین دوره جایزه «نقد کتاب» در حوزه‌‌های ادبيات داستاني و شعر مشخص شد. در اين جايزه مقالاتی که بالای ۹۰ امتیاز کسب کنند برگزیده می‌شوند و آثاری که امتیاز آن‌ها بین ۸۵ تا ۹۰ باشد به عنوان شایسته تقدیر معرفی خواهند شد.-

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، فهرست کامل راه یافتگان به مرحله نهایی داوری در حوزه ادبيات داستاني و شعر که توسط دبیرخانه این جشنواره دراختیار «ایبنا» قرار گرفته است بدین شرح است: 

ادبیات داستانی
الف) مقالات چاپی: در هشتمین دوره جشنواره نقد کتاب در حوزه ادبیات داستانی ۲۰۱ مقاله چاپی شرکت داشتند که پس ازارزیابی اولیه ۱۰ مقاله به مرحله پایانی راه یافت. این مقالات عبارتنداز:
۱. بوطیقای ساختارگرا در گل‌های گوشتی «چوبک»؛ جواد اسحاقیان؛ نوشتا؛ شماره ۱۵؛ اردیبهشت ـ خرداد ۱۳۸۹.

۲. میان شن‌های داغ گم می‌شویم؛ محسن حکیم معانی؛ سینما و ادبیات؛ شماره ۲۵؛ تابستان ۱۳۸۹.

۳. نقد رمان خاله بازی؛ فرخنده حق شنو؛ اصحاب قلم؛ شماره ۷؛ بهار ۱۳۸۹.

۴. هم‌آوایی زنان؛ منیژه جانقلی؛ اصحاب قلم؛ شماره ۹؛ زمستان ۱۳۸۹.

 ۵. زنان در انتظار؛ فرحناز علیزاده؛ هنرمند؛ شماره ۸۸؛ مرداد ۱۳۸۹.

 


ادامه مطلب
[ دوشنبه 1390/09/21 ] [ ] [ منیژه جانقلی ]

 يک شانه تخم مرغ خوب، هشت هزار تومان!

يک کتاب خوب، سه هزار تومان!

کارمزد یک بنّا، روزانه هشتاد هزار تومان که برابر است با دو میلیون وچهارصد هزار تومان برای یک ماه!

حق التألیف نویسنده؛ در نهایت 10% پشت جلد از تیراژ 3000 تا، با قیمت 3000 تومان برابر است با نهصد هزار تومان برای یک یا دو سال!

حالا ارزش مغز کدامیک بیشتراست؛ مرغدار بی سواد، معمار یا نویسنده ای که فرهنگ سازی می کند؟!

[ یکشنبه 1390/09/20 ] [ ] [ منیژه جانقلی ]
                    

نخواب نازکم نخواب

مادر لالایی نمی خواند

آسمان آبی نیست

سرخ است و سرخ

اعراب جاهل هنوز گرد هم اند

آواز شادی سر داده اند

یک دستشان تفنگ

یک دستشان باتوم

نه زن می شناسند، نه کودک

بوی شمر و یزید می آید

حتی از پشت دیوارهای بلند کاخ شان

نخواب نازکم نخواب

باید گریه سر دهی

گوش جهان را با گریه هایت کر کنی

همچون روزی که تیر بر گلوی علی اصغر نشست

پدر دیگر در راه نیست

زیر خروارها خاک آرمیده

گرمای شعله های خشمش را حس می کنی؟

خاک سرد را هم ذوب می کند

می گویند دیگر مردی در شهر نمانده!

زهی خیال باطل

انگار ما را هنوز ندیده اند

پشت این نقاب و چادرهای سیاه

 

[ دوشنبه 1390/09/14 ] [ ] [ منیژه جانقلی ]

نویسنده بودن هم خالی از دردسر نیست. مثلِ مَثَل معروف " مرغ همسایه غازه" یا " آواز دهل از دور خوش است" ؛ شغل پرآوازه ای ست اما پردردسر.

کافی ست فقط در جایی اعتراف کنید شغل شریف تان نویسندگی است. اولین واکنش مردم این است که با چشمان گرد شده نگاه تان می کنند، بعد با بهت، نام تان را می پرسند واز آن جایی که مردم ما کمتر کتاب می خوانند و بیشتر فیلم می بینند چهره شان شبیه فیلسوفانی می شود که دارند به مغزشان فشار می آورند تا نام یکی از کتاب هایتان را به خاطر بیاورند. و باز از آن جایی که کمتر کتاب می خوانند واگر هم بخوانند احیاناً به جز چند نویسنده بازاری مثل فهیمه رحیمی و... نام هیچ نویسنده ای را نشنیده اند نام کتاب هایتان را می پرسند. اگر احساس صمیمیت کنند ژست کتاب خوان ها را به خود می گیرند و مثلاً می گویند: اوه آره فکر کنم من فلان کتاب شما را خوانده باشم. اسمش به نظرم خیلی آشنا می آید.


ادامه مطلب
[ شنبه 1390/08/28 ] [ ] [ منیژه جانقلی ]

از من گریز باش                با او رفیق باش

شکرانه را بخوان             شکرگوی او باش

                **************

عهد و وفا بدان                 قدر و صفا بدان

ناز دوعالمی                      مدح خدا بدان

              ***************

از من حذر بکن.                  از پل گذر بکن.

از من رها بشو                     با او وفا بشو

               *************

برمن نظر نکن                    آتش به پا نکن

 با سیب دوزخی                  رازم عیان نکن

                 *************

من راز ناخوشی             تو بوی سرخوشی

مسرور وبی ریا                بر بال سرخوشی

               **************

من از شما نی ام          سرخورده عاصی ام

سرگشته، منحرف          شیطان رجیمی ام

              **************

[ دوشنبه 1390/08/23 ] [ ] [ منیژه جانقلی ]

رسم زندگی و نگارش را از او آموخته بود. تمام سال های عمرش را با او سر کرده بود. هربار که نگاهش کرده بود، به یاد آورده بود که کسی قدرتمندتر از او این دست و زندگی را هدایت می کند.

در طول سال های نگارش، فرسوده اش کرده بود. عمرش را فدای خواسته های خود کرده بود؛ اما او بی شکایتی، زیباتر و گویاتر از قبل همراهش شده بود.

رنج کشیده بود، زیر تیغ تیزی جان داده بود. عمر گرانمایه اش را صرف او و کارش کرده بود، با او تا سیاه شدن صفحات سفید کاغذ پیش آمده بود و به او آموخته بود که باید برای رسیدن به هرچیزی رنج کشید و جان بخشید.

 عمرش را گاه برای نوشته های غلط او تلف کرده بود. اجازه داده بود تا سیاهی حک شده برسفیدی کاغذ پاک شود و او از نو بنگارد.  روزها وشب ها، بی استراحت و بی شکایت! فقط به این خاطر که ردّ و اثری از او، نویسنده، برجای بماند و در کتاب ها ماندگار شود.

به یاد نداشت از چه روزی در گوشه ای از خانه و شاید در گوشۀ انباری او را به فراموشی سپرده بود. نمی دانست او دیگر توان نگاه کردن به خطوط  کج و راست کلمات را هم ندارد. حروف را با او نمی شمارد و تکرار نمی کند. تصور هم نمی کرد فکر و اندیشۀ او چیزی باشد که جایش را گرفته است و قلبش را تکه تکه کرده است. دستگاه نورانی ای که به او رایانه می گفتند و حالا خراب شده است.

نویسنده خوب فکر کرد. باید به یاد می آورد یکی از مدادهایش را که سال ها با آن ها زندگی کرده بود، حالا کجا گذاشته است.

[ جمعه 1390/08/20 ] [ ] [ منیژه جانقلی ]
سخن ها - بهانه ها

***به بهانۀ نمایشگاه کتاب ***
^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^
^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

انصافاً بعضی از ناشرین خوب راه کسب و کار را یاد گرفته اند. برای فروش یک کتاب از تبلیغاتی استفاده می کنند که کمتر ناشری به ذهنش می رسد. تبلیغات دروغینی که، در این آشفته بازار فروش کتاب، شاید بهترین روش برای قالب کردن یک کتاب به خواننده باشد و البته کمک بزرگی هم برای معروف شدن نویسنده اش. برای مثال: در رسانه ها ومطبوعات اعلام می کنند که از فلان کتاب در نخستین روز نمایشگاه، چند هزار کتاب به فروش رفته، یعنی ذهن خریدار را درگیر این مسئله می کنند که این کتاب، باید کتاب خوبی باشد که در نخستین روز عرضه اش، این همه فروش کرده. طبق محاسبات بنده اگر مثلاً روزی هزار جلد به فروش برود، در ده روز نمایشگاه جمعاً باید ده هزار جلد به فروش رفته باشد، اما جالب اینجاست، وقتی آخرین روز نمایشگاه برای خرید کتاب می روی، می بینی که روی جلد نوشته: چاپ اول. تیراژ 3000 تا. حالا ناشر 7000 تای مابقی را از کجا آورده، بماند! خوب تعجب ندارد، این هم یک جور بازاریابی ست. گاهی هم ممکن است جواب بدهد و باعث تشکیل صف های طویلی مقابل غرفه شود و نویسنده هم برای بازارگرمی بیشتر به غرفه بیاید و به طرفدارانش امضاء بدهد.بد نیست شما هم امتحان کنید.

موضوعات وب
امکانات وب
استفاده از مطالب اين وبلاگ با درج منبع بلامانع است

واژه های ناتمام


جادوی قلم


برای لینک این وبلاگ کافی ست کد لوگوی بالا را کپی کرده و در بخش ویرایش قالب خود قرار دهید

تبادل لينک

خريد بک لينک